العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
178
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
نيشتر به دمل زدى و رگ و ريشه را قطع نمودى . تو اين عمل را بوسيلهء ريختن خون ذريهء حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ستارگان زمين كه از آل عبد المطلب ميباشند انجام دادى . اكنون بزرگان و گذشتگان خود را صدا ميزنى . طولى نميكشد كه تو نيز در جايگاه آنان وارد خواهى شد . در آن موقع حتما دوست خواهى داشت كه كاش شل و لال بودى و آنچه را كه گفته بودى نميگفتى و اين اعمالى را كه انجام دادهاى انجام نميدادى . پروردگارا ! تو حق ما را بگير ! بار خدايا ! تو از افرادى كه در حق ما ظلم كردند انتقام بكش ! غضب خود را بر آن اشخاصى كه خون ما را ريختند و ياوران ما را كشتند نصيب فرما . اى يزيد ! به خدا قسم تو نبريدى مگر پوست خود را ، قطع نكردى مگر گوشت خويشتن را . به زودى در حالى كه بر پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله وارد ميشوى كه متحمل ريختن خون ذريهء او شده باشى و نسبت به عترت و پارهء بدن آن حضرت هتك حرمت كردى . خداى توانا پراكندگى آنان را به اجتماع مبدل مىكند و حق ايشان را خواهد گرفت . اى يزيد ! هرگز گمان نكنى آن افرادى كه در راه خدا كشته شدند نظير مردگان باشند ، بلكه زندهاند ، يكنوع زندهاى كه نزد پروردگار خود رزق داده ميشوند اى يزيد ! براى تو همين كافى كه خدا بر تو حاكم و حضرت على خصم تو باشد و جبرئيل ما را ياورى نمايد . آن افرادى كه دستيار تو شدند و تو را بر گردن مسلمانان مسلط كردند به زودى خواهيد دانست كه كدام يك از شما داراى بدترين مكان و ضعيفترين لشكر خواهيد بود . گرچه با تو سخن گفتن موجب بلا و محنت من مىشود ، ولى در عين حال من قدر و قابليت تو را كوچك ميشمارم و سركوبى و توبيخ تو را بزرگ و لازم ميدانم . ولى چه بايد كرد كه چشمها گريان و سينه و جگرها سوخته است ! آگاه